سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
292
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
دست را مقطوع ساخت ، آن مسلمان مصحف را به هر دو بازوى خود نگاه داشته ، به زخمى ديگر از پا در آمد ، آنگاه نائره قتال اشتعال يافت از جانبين مردان مرد ودليران معركه نبرد در ميدان تاختند وبه زخم شمشير برّان وسنان شعله سان ، خاك بيابان را به خون يكديگر گِل ساختند ، تيغ يماني يَلانِ تندخو آغاز سرافشانى كرد وتير تيزپرداز دلاوران پرخاشجو شرط جان ستانى به جا آورد : نمود آغاز شمشير يماني * زدست پهلوانان سرفشانى سنان چو شعله آتش بر افروخت * به چشم پردلان افتاد جان سوخت كمان وتير چون پيوسته با هم * جدا شد جسم وجان از هم به يك دَم ودر آن روز هولناك ، از أول صباح تا وقتي كه هودج خورشيد از بختى أفلاك به جانب كره خاك متمايل شد ، آتش قتال همچنان مشتعل بود ، وبالآخرة آفتاب فتح وظفر از مطلع اقبال أمير المؤمنين حيدر [ ( عليه السلام ) ] سر بر زد ، و 1 أكثر مخالفان روى به وادى فرار نهادند ، اما جمعى از جهله بصره اشتر عايشه را احاطه نموده ، دست از جنگ باز نمىداشتند ، بنابر آن شاه مردان محمد بن أبي بكر ومالك اشتر وجمعى از دليران را فرمود كه آن شتر [ را ] پى كنند ، وايشان بر أهل بصره ‹ 360 › حملات متواتره كرده ، خود را به شتر رسانيدند ومالك اشتر به دو ضرب پى در پى دو پاى جمل را پى كرد ، با